الشيخ رسول جعفريان

472

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

نبرد بدر نخستين برخورد جدى مسلمانان با قريش در روز جمعه ، هفدهم رمضان سال دوم هجرى در منطقهء بدر « 1 » روى داد ؛ حادثه‌اى كه مىبايست آن را از بزرگترين رويدادهاى صدر اسلام دانست . كاروان قريش با سرمايهء بسيار بزرگى كه همهء زن و مرد قريش درآن سهيم بودند « 2 » ، عازم شام - منطقهء غزه « 3 » - شده بود . هنگام رفتن كاروان ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اخبار آن را داشت و در بازگشت مترصد بود تا در سر راه آن قرار گيرد . « 4 » از اين رو كسانى را مأمور جمع آورى اخبار پيرامون مسير كاروان كرد و زمانى كه خبر نزديك شدن آنان را شنيد ، اعلام حركت كرد . ابوسفيان كه خطر را درك مىكرد ، از همان تبوك شخصى را به مكه فرستاد تا قريش را به حمايت از اموالش فرا خواند . گفته شده كه ابوسفيان ، زمانى كه در شام بود ، خبر آمادگى مسلمانان را براى حمله به كاروان شنيده بود « 5 » اما محتمل آن است كه خبر دقيقى نداشته و لذا ، در بازگشت تا نزديكيهاى چاههاى بدر نيز آمد . پيش از آمدن ضَمْضم غفارى از طرف ابوسفيان ، عاتكه فرزند عبد المطلب خوابى ديد . او گفت : در خواب مردى را ديد كه به مكه آمد و گفت كه تا سه روز ديگر شما به كشتارگاه خويش مىرويد . آن مرد مطلب را سه بار در مكه ، بر كعبه و بر كوه ابوقبيس فرياد كرد و بعد سنگى به پايين انداخت كه هر ذرهء آن داخل يكى از خانه‌هاى قريش - جز بنى هاشم و بنى زهره - شد . ابوجهل از شنيدن اين خواب برآشفت و گفت : نبوت در مردان بنى هاشم كم بود ، زنانشان نيز ادعاى آن را دارند ! « 6 » همو در برابر اعتراض يكى از بنى هاشم گفت : از زمان جاهليت در سقايت و خدمت به حجاج و ديگر مناصب ، با بنى هاشم رقابت داشته‌اند . اما بنى هاشم با ادعاى نبوت ، امرى را مطرح كرد كه در وسع طايفهء او نبود ؛ او افزود : به خدا زير بار آنان نخواهد رفت . « 7 » فريادهاى ضمضم بن عمرو غفارى براى درخواست كمك ، در سوّمين روز خواب عاتكه در مكه ، طنين انداز شد . دراين لحظه موج ترس همراه با اختلاف ميان قريشيان پديد

--> ( 1 ) . منطقهء مزبور كه اكنون شهرى در آنجا ساخته شده ، گرچه از بزرگراه مدينه - مكه بدور افتاده ، در فاصله 155 كيلومترى مدينه ، 310 كيلومترى مكه و 45 كيلومترى ساحل درياى سرخ قرار دارد . گفته‌اند نام آن به مناسبت شخصى است با نام « بدربن مخلد » و برخى گفته‌اند « بدربن حارث » ؛ قبيلهء بنى غفار ، مالكيت كسى جز خود را نسبت به بدر انكار كرده و نام آن را برگرفته از اسم كسى ندانسته و گفته‌اند كه بدر تنها يك اسم است وبس . در اين باره نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 120 ( 2 ) . سرمايه‌اى قريب به پنجاه هزار دينار ( سكهء طلا ) و در نقلى آمده : « وكانت العير ، الف بعير » ، انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 288 ( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 28 ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 28 ( 5 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، صص 12 و 13 ( 6 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 29 - 30 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 607 و 608 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، ج 4 ، ص 32 - 34 . ( 7 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 30